در روان شناسی اصطلاحی با نام “عقده مسیح” یا “عقده نجات / ناجی” وجود دارد که شاید برخی کمتر با نام آن آشنا باشند. عقده مسیح حالت روانی خاصی است که در آن فرد مبتلا عمیقاً بر این باور است که برگزیده شده تا نقش “ناجی” یا “یاری رساننده” به دیگران را ایفا کند. افراد مبتلا به عقده مسیح معتقدند هدیهای فرستاده و مأموریتیافته از سوی خداوند هستند برای نجات و رهایی و اصلاح جامعه. در حقیقت، خود را نظرکردهیِ خدا برای رستگاری جامعه معرفی میکنند. ضربالمثل “از دماغ فیل افتادن” به بهترین وجه ممکن این قماشِ “خودبزرگبین” و “خودشیفته” را به تصویر میکشد. اما قصهی این عقده را میتوان به این شکل کاملتر بیان کرد:
ذهن افرادی که به عقده مسیح مبتلا شده است، کم و بیش بین دو حالت در نوسان است؛ یا در این توهم به سر می برند که از سوی نیرویی ماورایی و برتر برگزیده شده اند تا “ناجی”، “لیدر” و “قهرمانِ” دیگران ( ملت، سرزمین، منطقه و…) شوند و موجبات رهایی مظلوم از دست ظالم را فراهم آورند و دنیا را گل و گلستان کنند، و دسته دوم در این توهم به سر میبرند که برگزیده شدهاند تا در زندگی دنیوی، بسیار بیشتر از دیگر افراد متحمل درد و رنج و عذاب های بی شمار و گوناگون شوند و البته مصائب را برای رسیدن به هدفی خاص -ولو اشتباه- با جان و دل پذیرا هستند.
بسیاری از سیاسیون رادیکال دچار عقده مسیح نوع اول اند و البته بسیاری از رهروان و هواخواهان آنها نیز مبتلا به بیماری عقده مسیح نوع دوم هستند.
افراد گروه دوم همان کسانی هستند که به قول برخی سیاستمداران، “خودشان انتخاب کرده اند تا اینگونه زندگی کنند”. متأسفانه، در کهندیارِ طرهان، ماجرایِ سرسپردگی و اطاعتِ افرادِ گروه دوم ( مبتلایان به عقده مسیح نوع دوم)به اوامر ملوکانهیِ گروه اول ( مبتلایان به عقده مسیح نوع اول ) را باید در کلید واژهی “وامدار بودن” جستجو کرد. شاید، در همهمهیِ سختیهای روزگار، امتیاز دادن( به حق یا ناحق) به بعضی افراد آنها را به عقدهیِ مسیح نوع دوم دچار کرده است.
بعضی از بازیگردانان عالم سیاست بر این باورند که گروه دوم برگزیده شده اند تا علاوه بر رنج و مشقتهای بیشمار و بیپایان ، رنج دیگران را هم با هر درجه و کیفیتی – حتی به قیمت پسرفت و عقبماندگی خود، خانواده و جامعه – متحمل شوند. در حقیقت، تیک تیکِ حماقتِ این گروه – از بامداد تا شامگاه – در کران تا کرانِ “طرهانِ بزرگ” پرسه میزند.
در این میان نکته قابل توجه، تعداد فراوان افراد مبتلا به عقده مسیح نوع دوم نسبت به نوع اول است. آنها از گروه اول بسیار خطرناک ترند؛ چرا که گروه دوم بی تردید بوجود آورنده افرادی با عقده های مسیح نوع اول اند. خوشبختانه درمان عقده مسیح، به ویژه نوع دوم آن، بسیار ساده و کم هزینه است: مطالعه، آگاهی، مطالبهگری، رهایی از توهمات خرافی، حماقتزدایی، واقعیتنگری و درس عبرت گرفتن و پذیرش اشتباهات گذشته و تلاش برای جبران آن ، از جمله راهکارهای اصولی و مؤثر در درمان فرد مبتلا است. ناگفته پیداست آسیبها و خسارات این بیماری برای اطرافیانِ فردِ مبتلا بسیار زیاد و منجر به نابودی منابع مالی، سیاسی و انسانی بیشماری میگردد.
#عقده مسیح:
Messiah complex
#عقده نجات:
Savior complex
✍دکتر فریبرز گراوند ( فعال سیاسی)



بدون دیدگاه
نظرت رو بنویس؛ مودب باشیم 😊
ورود / ثبتنام