آرشیو وهار کد خبر: 7995

آفتابه لگن، هفت دست!

aftabeh-va-lagan
آفتابه لگن، هفت دست! الهام خوشنام‌وند مسئولی مشغول انجام وظیفه‌ایست که برای آن حقوق می‌گیرد ناگهان در تاریکی شب ( تق تق تق) فلاش دوربین‌های ناشناس! مچ وظیفه‌شناسی مسئول محترم را می‌گیرند و ناخواسته تبدیل به تبلیغاتی می‌شوند که نیت گسترش‌شان خیلی هم نامعلوم نیست.  سخن در این‌باره نه به قصد تخریب و زیر سوال…

آفتابه لگن، هفت دست!

Selected Image
الهام خوشنام‌وند
مسئولی مشغول انجام وظیفه‌ایست که برای آن حقوق می‌گیرد ناگهان در تاریکی شب ( تق تق تق) فلاش دوربین‌های ناشناس! مچ وظیفه‌شناسی مسئول محترم را می‌گیرند و ناخواسته تبدیل به تبلیغاتی می‌شوند که نیت گسترش‌شان خیلی هم نامعلوم نیست. 
سخن در این‌باره نه به قصد تخریب و زیر سوال بردن مثبت‌ها که نشان انزجار از "احمق و ساده‌لوح فرض شدن" است. خستگی از نمایش هرروزه‌ی وظایفی که باید به طور روتین انجام شود – چون در ازایش از بیت المال حقوق پرداخت می‌گردد – در قاب دوربین‌هایی که چندان هم آزاده به نظر نمی‌آیند که اگر بودند، صحنه های خاص و مهم‌تری برای سوژه کردن در اطرافشان وجود دارد.
 در کانال فرهنگیان، شهردار محترم به خاطر پاک‌سازی زباله‌ها – که بدیهی‌ترین وظیفه‌ی ایشان است- از سویی قشری که باید مطالبه‌گرترین و سازنده‌ی مطالبه‌گرها باشد، بسیار مورد تعریف و تمجید واقع می‌شود و من متاسف می‌شوم وقتی فکر می‌کنم به صدماتی که از چاله‌چوله‌های آسفالت‌ها، تجاوز به حریم پیاده‌روها، ورودی‌های نازیبای شهر، کمبود شدید سرانه‌ی فضای سبز، نبودن تفرجگاه‌های مجهز، نمای عمومی زشت، مبلمان تقریباً هیچ، عدم ساماندهی مشاغل به طور کلی و خیلی کمبودهای ساده اما مهم به ساختار زیبایی شناختی و شهروندمحوری این شهر از همه جا تیر خورده وارد می‌شود و تأسف‌بارتر این‌که جمع فرهنگی و فرهیخته کوهدشت علی‌رغم دیدن و لمس کردن تمام این کوتاهی‌ها و نبودها به جای مطالبه‌ی حقوق حقه‌ی مردم، به خاطر جمع‌آوری زباله و قول‌هایی که سال‌هاست داده شده اما به نتیجه نرسیده؛ "به به و چه چه" می‌کنند و "آفرین و مرحباگویان" مسئولیت فوق‌العاده خود را در "خواستن" فراموش می‌کنند.
 مگر وظیفه‌ی شهردار -که از قضا همیشه با دوربینی در کنار- به ماموریت‌های پاکسازی می‌رود فقط همین است؟
وقتی شهروندان برای کوچک‌ترین اقدام، باید مالیات و عوارض بدهند طبیعی است که آن درآمدها باید صرف زیباسازی و پیشرفت شکلی و ماهوی شهر شود. این یک رابطه‌ی دوسویه و پنجاه – پنجاه است وقتی پول می‌دهی توقع داری برایت کار شود. روندی که در کوهدشت تقریباً ۹۰ به ۱۰ شده و جالب این‌جاست که از مردمی که ۹۰ سهم خود را می‌پردازند کسی تقدیر نمی‌کند اما مجموعه‌ی شهرداری باید به خاطر انجام تکه‌پاره آن سهم ده‌تایی‌اش مجیز و تبلیغ شود. رویه‌ای که فقط در نقاط خیلی کمی از جهان سوم مرسوم است و متاسفانه شهر ما هنوز یکی از آن معدود نقاط، باقی مانده. جایی که هرگز از یک فرهنگی یا رفتگر یا پدری کارگر که با "هیچ" عائله‌ای را می می‌گرداند، تشکر نمی‌شود اما دستگاهی عریض و طویل که به خاطر هر حرکتی از مردم هزینه می‌گیرد و کار زیادی هم نمی‌کند – به دلایلی که همه می‌دانند – باید مرتب برجسته شود!
 جناب شهردار!
 قصدم بی‌اهمیت جلوه دادن معدود کارهای شما نیست اما به خاطر داشته باشید مطالبات شهروندان، بسیار بیشتر از جمع آوری زباله و نخاله و ریختن آن در زمین های مرغوب کشاورزی نزدیک شهر است. به جای ترتیب دادن شوهای تبلیغاتی، لطفاً کارتان را بکنید. تلویزیون به اندازه کافی نمایش نشان می‌دهد.
 مرحوم دلیجانی بدون حضور دوربین و کانال‌هایی همراه، زمین بایری را تبدیل به شهر کرد و نامش ماندگار شد. 
 ما خسته‌ایم از هیاهو برای هیچ، لطفاً کارتان را بکنید!

بدون دیدگاه

نظرت رو بنویس؛ مودب باشیم 😊

ورود / ثبت‌نام

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوع ارسال

متن را انتخاب کن و اسپویلر بزن

0 💬