آیا این صدا به گوش رهبری می رسد؟ دست از شعار «مرگ بر آمریکا» بردارید!
هشدار به مسئولان نااهل، به مردم تجاوز نکنید!
“در سرزمینی خیلی خیلی دور! پادشاهی حکمفرمائی میکرد، یه روز از روزا رو میکنه به وزیرش میگه: وزیر اعظم خزانه همایونی داره خالی میشه فکری بکن! وزیر به پادشاه میگه: شاها! بهترین راه اینه که مالیات ها رو افزایش بدیم واز کسائی که از دروازه شهرعبور می کنند مالیات بگیریم. شاه رو میکنه به وزیرشو میگه نه وزیر این کار به صلاح نیست آخه تازه مالیات ها رو زیاد کردیم ! اگر از این بیشتر از مردم مالیات بگیریم مردم شروع می کنند به اعتراض کردن! اما وزیر با اصرار بر حرفش سبب میشه که پادشاه قبول کنه که برای جبران کسری خزانش مالیات ها رو زیاد کنه پس قرار میشه مالیاتی که قبلا ۱۰ درهم بوده بشه ۱۵ درهم!! با این روش چند صباحی خزانه دولتی یه سروسامانی میگیره اما چیزی نمیگذره که باز اوضاع مثل قبل میشه!
باز شاه وزیرشو صدا میزنه که کاری بکن، باز وزیر چاره رو در افزایش مالیات عنوان میکنه،اما پادشاه مخالفت میکنه و دلیل مخالفتشم رو اعتراض مردم معرفی میکنه! پادشاه به وزیرش میگه “میخوای با زیاد کردن مالیات مردمو بر علیه حکومتون بشورونی، میگه، نه این کار به صلاح نیست. چاره دیگه ای بکن، اما وزیربه شاه میگه جناب شاه بیا مالیات ها رو زیاد کنیم اگه مردم اعتراض کردند ما همون جا طرح و متوقف می کنیم و دیگه از مردم مالیات اضافه نمی گیریم! شاه که چاره ای نداشته قبول میکنه و قرار میشه مالیات ۱۵ درهم بشه ۲۰ درهم، چند صباحی میگذره و پادشاه و وزیر میبینن که اعتراضی از مردم بلند نشد! برای همین عدم اعتراض مردم سبب میشه این افزایش مالیات تا چند بار دیگه تکرار بشه و تا مرز گرفتن ۵۰ درهم مالیات برسه!!
در نهایت کار به جائی میرسه که گستاخی وزیر به حد کمال میرسه میره خدمت پادشاه و عرض میکنه “جناب شاه شما اطلاع داری که سربازان ما که وظیفه حفظ و حراست از دروازه رو به عهده دارند مدت مدیدی است که از زن و زندگی شون دور موندن؟ پیشنهاد می کنم که علاوه بر مالیات اجازه صادر کنید تا مامورین دروازه به افرادی که وارد یا خارج از دروازه شهر میشن علاوه بر گرفتن مالیات ۵۰ درهم بهشون تجاوز هم بکنند!! ” پادشاه که این حرفو میشنوه عصبانی میشه و به وزیرش میگه تو میخوای راستی راستی کاری کنی که حکومت ما از بین بره آخه این چه حرفیه که تو میزنی میدونی اگه به مردم تجاوز کنی چی قیامتی برپا میشه؟ چه اعتراضات و شورش هایی بر علیه ما می کنند!؟؟ وزیر میگه که حالا امتحانش که ضرر نداره اگه اعتراض کردند دیگه این کارو نمی کنیم، پادشاه هم قبول میکنه یه مدتی میگذره از مردمی که از دروازه شهر عبور می کردند هم مالیات می گرفتند هم بهشون تجاوز می کردند اما هیچ اعتراضی نمیشه تا اینکه بعد از ۲ هفته یکی لب به اعتراض باز میکنه! و میره به طرف قصر پادشاه تا اعتراضشو بگه.. شاه که مطلع میشه وزیرشو فرا میخونه و بهش میگه “دیدی از اون چیزی که می ترسیدم به سرمون اومد! دیدی مردم شورش کردند…..” که وزیر میگه “جناب شاه آروم باشید تا ببینیم این فردی که اومده واسه اعتراض ببینیم چی میگه شاید بشه با پول یا زور و فشار و شکنجه مسئله رو حل کنیم پادشاه دستور میده فرد معترض و به حضورش بیارن. مرد روستایی بعد از تملقات متداوله در هر درباری لب به اعتراض باز میکنه در حالی که پادشاه خیلی نگرانه! فرد معترض میگه” شاها، سرورم، قبله عالم و… شما که زحمت می کشید از مردمی که از دروازه شهر عبور می کنند مالیات ۵۰ درهمی باضافه تجاوز به افراد رو انجام می دهید، از حضور حضرت همایونی استدعا داریم که لااقل تعداد افرادی که به مردم تجاوز می کنند رو زیاد کنید!!، آخه شما از صف های طولانی پشت دروازه شهر انگار خبر ندارید!!!
بنده حقیر بر خود لازم می دانم قبل از هر چیز از ملت فهیم و بی نظیر ایران اسلامی تمام قد عذرخواهی کنم و امید دارم که این کوچک ترین سرباز رسانه ای خود را به بزرگی خودشان ببخشند.
اما با عرض تاسف باید عرض کنم نااهلان حاکم بر جمهوری اسلامی هر روز گستاخ تر از دیروز به مردم تجاوز می کنند! یک روز شرکت های ایران خودرو و سایپا آشغال ترین محصولات خودروسازی را به بالاترین قیمت به مردم می فروشند و وقاحت را تا آنجا پیش می برند که مردم را مجبور به شرکت در قرعه کشی خرید محصولات خود می کنند!
البته نااهلان به این بسنده نکرده و تا جایی پیش رفته اند که بی شرمانه مردم را برای خرید مایحتاج ضروری همچون برنج، روغن، قند و… به صف می کنند! نااهلان بیشعور از نجابت مردم ایران سوء استفاده کرده و روز به روز بی شرمانه به آخرین حکومت زمینه ساز ظهور خیانت می کنند و سکوت و گوشه گیری فرزندان انقلاب دلیل اصلی این همه گستاخی می باشد!
این روزها داد مردم از گرانی ها و مشکلات معیشتی گوش فلک را کر کرده است. اما متاسفانه بعضی از مسئولین انگار کر و کور هستند. انگار نه چیزی می شنوند نه چیزی می بینند! چند سالی است اقشار مختلف مردم نجیب ایران بجز دلالان و اختلاس گران در وضعیت اقتصادی بسیار نابسامانی به سر می برند.
وقتی درد دل مردم را گوش می کنم، جگرم می سوزد و دلم برای هموطنان مان می سوزد. چرا که پس از چهل سال از انقلاب اسلامی شان هنوز با مشکلات ابتدایی دست و پنجه نرم می کنند. همیشه این سوال خاطرم را آزار می داد که چرا سطح رفاه بهترین مردم دنیا(مردم ایران)، باید اینقدر پایین باشد که مدام امروزمان از دیروزمان بدتر باشد؟! داشتم به جواب این سوال فکر می کردم که ذهنم به سراغ یکی از فرازهای وصیت نامه امام خمینی(ره) رفت که آفتاب انقلاب فرموده اند: «نگذارید این انقلاب به دست نااهلان بیفتد!»
از قدیم گفته اند، واقعیت تلخ است. واقعیت امر این است که نااهلان خیلی از بخش های مدیریتی کلان و خرد کشور را به دست گرفته اند و غفلت ما باعث شده هر روز سنگر جدیدی به دست نااهلان بیفتد! متاسفانه نااهلان تا جایی پیش رفته اند که در کمال وقاحت و بیشعوری؛ مردم را مسخره می کنند و عمداً کاری می کنند که مردم نسبت به نظام بدبین شوند.
در این مطلب بنا داریم تعریف و تمجید را کنار بگذاریم و نقاب از چهره فرماندهان و افسران آمریکایی شاغل در وزارت آموزش و پرورش و مجلس شورای اسلامی برداریم تا باور کنیم که به وصیت امام خمینی(ره) عمل نکردیم!
نگارنده در تیتر این مطلب خطاب به شخص اول مملکت بیان داشته است که دست از شعار «مرگ بر آمریکا» بردارید! واقعیت امر این است که بیشتر ماها مرگ را نثار دشمنی به نام آمریکا و اسرائیل می کنیم در حالی که نیروهای اصلی آمریکا در مجلس شورای اسلامی و نهادهای حساس دیگری همچون وزارتخانه ها رخنه کرده اند و جاده صاف کن آمریکا و اسرائیل می باشند.
مظلوم اصلی این مطلب معلمانی هستند که سالهاست که با حقوق کمتر از یک پیش خدمت خانگی، در سنگر حساس و آینده ساز تعلیم و تربیت انجام وظیفه می کنند! البته مادران و خواهران عزیزم از مثال زدن نگارنده آزرده خاطر نشوند؛ اگر از این عزیزان نامی برده شده است صرفاٌ به خاطر این است که عالم و آدم بدانند مظلوم تر از خانم هایی که کار در منزل می کنند، معلمان حق التدریس و پیش دبستانی و نهضتی ها هستند. معلمانی که بیشتر از یک دهه است قربانی ویروس های خطرناک تر از کرونا شده اند. این ویروس های خطرناک همان هایی هستند که امام راحل فرمودند نگذارید امور مملکت به دست شان بیفتد!
وقتی ویروس های تربیت یافته آمریکا در پست های کلان مدیریتی جا خوش کرده و روزی صد بار به ریش ملت می خندند، آیا شعار مرگ بر آمریکا دردی از ما را دوا می کند؟! وقتی خرس خاله های انقلابی نما ۱۱بار قانون جذب معلمان حق التدریس و نهضتی را به بهانه های الکی رد می کنند، آیا باز هم باید بانگ مرگ بر آمریکا سر داد؟!
شهید مطهری در یکی از سخنرانی هایش گفته است: شمر چند هزار سال پیش مُرد، شمر زمانه ات را بشناس!
آهای مردم ایران! به خدا قسم آمریکا در حال فروپاشی است و حکومت آمریکا نفس های آخرش را می زند. لازمه این اتفاق مبارک از بین رفتن آمریکایی های داخلی می باشد.
آهای ملت ایران! دشمن اصلی ما تو مجلس شورای اسلامی جاخوش کرده است! دشمن اصلی ما به سنگر دوم قوه قضاییه(طبری) رسیده است! اگر نیروهایی آمریکایی تو مجلس نیستند، پس چرا باید بعد از آن همه تجمع معلمان حق التدریسی و نهضتی در مقابل مجلس، برای دوازدهمین بار قانون جذب این عزیزان راهی کوچه پس کوچه های وعده های دروغین سپرده شود؟! مگر خون پاک ریخته شده معلمان حق التدریس حادثه تروریستی ۱۷خرداد ۹۶ پایمال می شود؟! هانیه اکبری پیردوستی و مهدیه هراتی از تجمع کنندگان آن روز مقابل مجلس بودند که توسط نیروهای داعش به درجه رفیع شهادت نائل شدند. خوش به حال این دو معلم که خداوند متعال اجر زحمات چندین ساله شان را با شهادت تسویه نمود.
اما بنده معتقدم در پیشگاه خداوند متعال جایگاه معلمان حق التدریس و نهضتی وزارت آموزش و پرورش بالاتر از جایگاه شهدای حادثه تروریستی ۱۷ شهریور ۹۶ می باشد. دلیلش هم این است آن عزیزان یکبار توسط داعشی ها شهید شدند، اما معلمان حق التدریس و نهضتی و مربیان پیش دبستانی سال هاست که توسط حرام زاده های داعشی داخلی روزی صد بار شهید می شوند. شاید کسی این ادعا را باور یا قبول نداشته باشد. اما اگر شما در یک جای دیگر این کره خاکی کشوری را سراغ دارید که حقوق معلمانش یک میلیون سیصد هزار تومان باشد، بنده ادعای خود را پس می گیرم.
چرا شرط بندی کنیم؟! چند روز پیش ۹ نماینده مجلس به یک سوال سخت جواب داده اند که ادعای بنده را تایید می کند. خبرنگار روزنامه خراسان روسای کمیسیونهای تخصصی مجلس را در مقابل یک پرسش قرار می دهد و از آنها می پرسد: «اگر حقوق ماهانه شما ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان باشد، آیا میتوانید زندگیتان را اداره کنید؟» که جواب های این حضرات بی درد مرفع جای بسی تامل است!
آقاتهرانی: با این حقوق نمیشود زندگی را اداره کرد.
پژمانفر: این خانوادهها باید از یارانههای حمایتی برخوردار باشند.
حاجی بابایی: قطعاً نمیتوانستم.
شهریاری: با ۴ میلیون تومان هم نمیشود زندگی کرد.
ذوالنوری: اعتراف میکنم نمیتوانم.
ساداتی نژاد: این حقوق تامین کننده هزینه ها نیست.
حالا من هم از این حضرات به اصطلاح انقلابی یک سوال دارم: آیا با ۱میلیون ۳۰۰ هزار تومان می توانید زندگی تان را اداره کنید؟! اگر جواب تان نه است، پس در این مجلس انقلابی چکار می کنید که بعد از گذشت نزدیک به یک سال دولت تدبیر و امید هر روز به بهانه ای معلمان حق التدریسی و نهضتی را مورد ظلم قرار می دهد؟! مگر مجلس در راس امور نیست؟! این سوال ها صرفاً به خاطر حقوق معلمان حق التدریس و نهضتی نیست. بلکه به خاطر یک خطر بزرگ تر است که بنیان علمی کشور را تهدید می کند! قطع به یقین معلمی که حقوقش ۱میلیون ۳۰۰هزار تومان باشد افرادی را تحویل اجتماع می دهد که روی بعضی از مسئولان کنونی را سفید خواهند کرد!
درد آنجاست که یکی از نمایندگان تازه وارد مجلس دوازدهم اظهار نظر می کند و می گوید من حاضر نیستم بچه ام را به دست معلمان حق التدریس بسپارم. در جواب این تازه به دوران رسیده باید عرض کنم اولاً لازم است بدانید بیشتر این معلمان سابقه ای ده ساله در امر آموزش دارند. در ثانی باید عرض کنم مجلس قبلی در سال ۹۳ مصوب کردند که طی ۵ سال معلمان حق التدریس تبدیل وضعیت شوند. اما گذشت زمان، مجلس قبلی را روسیاه این دنیا و آن دنیا کرد و این طوری که شما و همکاران تان پیش می روید، می توان گفت که بعضی از شما همان سگ های زردی هستید که برادر شغال های مجلس قبلی می باشید.
امید معلمان حق التدریس و نهضتی به ویروس کرونا است
جالب است بدانید وزیر آموزش و پرورش در تازه ترین اظهار نظر خود گفته از هر دانش آموز می توان یک خمینی تولید کرد و به همین دلیل، معلمی شغل انبیا است.
آقا وزیر اجازه! به نظر شما با این همه وعده دروغ و این حقوق ناچیز، خروجی کلاس درس معلمان حق التدریس و نهضتی تربیت افرادی همچون خمینی است یا مسئولین دروغ گو و خیانتکار؟!
آقای وزیر! دولت وعده و ناامیدی تان بعد از ۵ سال خلف وعده قول داد که معلمان حق التدریس و نهضتی مهر ۹۹ تبدیل وضعیت می شوند. اما چند روز پیش که نیمسال اول تحصیلی تمام شد وزارت تحت مدیریت تان بخشنامه کرده است که نیمی از معلمان حق التدریس و نهضتی طی ماه های آتی وارد دانشگاه فرهنگیان شوند و اگر دولت بعدی از دولت شما دروغگوتر نباشد، این مظلوم مان بی صدا در سال آینده تبدیل وضعیت می شوند و تکلیف نیمی دیگر به سال ۱۴۰۱ محول می شود!!!
آقای وزیر! از اظهارنظر حضرتعالی مات و مبهوت هستم، بر چه اساس و دلیلی گفته اید این انبیاء(معلمان حق التدریس و نهضتی) با مستمری ۱ میلیون و ۳۰۰هزار تومانی شان از هر دانش آموز می توانند یک خمینی تولید کنند؟!
آقای وزیر! در جواب ادعای تان یک جمله بیشتر نمی گویم و آن اینکه امید معلمان حق التدریس و نهضتی به ویروس کرونا است. چرا که حقوق شان کفاف هزینه ایاب و ذهاب و هزینه شارژ تلفن و اینترنت شان را نمی دهد!
آقای وزیر! وقتی معلمان از شما ناامید می شوند و دل به به ویروس کرونا می بندند؛ آن وقت است که مردن تان بهتر از زنده بودتان می باشد!
معلم یا رقاص؟
اگر این مطلب وجدان خاموش تان را بیدار کرد باید به عرض جناب تان برسانم معلمان حق التدریس و نهضتی در این وضعیت نابسامان اقتصادی فقط می رقصند. نه آن رقصی که خرزاده های شما در پارتی ها و مهمانی ها شبانه انجام می دهند. معلمان حق التدریس و نهضتی این روزها رقص بسمل می زنند! آقای تازه وارد! فکر نکنم بدانی رقص بسمل چیست. جهت اطلاع بدانید خیلی قدیم ترها، سر بعضی را می بریدند و روی گردنش روغن داغ می ریختند. اینگونه جلوی خون ریزی گرفته می شد، خون در داخل بدن گردش داشت و قلب می توانست خون را پمپاژ کند. شخص بی سر همین طوری دور خودش می چرخید و می رقصید! اسم این رقص بسمل می باشد.!
برای رقص بسمل سر لازم نبود! حال و روز این معلمان حق التدریس و نهضتی بدتر از رقاصان بسمل است، چون آن ها دیگر مثل ما سرشان گیج نمی رفت…
بهترین راهکار تجمع مقابل بیت رهبری است
چندی پیش تو فضای توئیتر پستی را مشاهده کردم که مصداق بارزی برای این نوشتار بود. در آن توئیت آمده بود« دشمنی که احمق تر است و رو بازی می کند، بر دشمنی که نقاب می زند و از پشت خنجر می زند، برتری دارد». دشمنان احمق همان آمریکایی ها و اسرائیلی های هستند که فرسنگ ها دور از ایران مثل سگ عو عو می کنند و رو بازی می کنند و شب و روز از ترس نیرهای نظامی ایران خواب و خیال ندارند و زندگی شان سرشار است کابوس است. چرا که هنوز خیس شدن شلوار نیروهای ویژه شان در خلیج فارس را از فراموش نکرده اند.
اما دشمن اصلی ما منافقانی هستند که نقاب بر چهره زده و در پست های کلان رخنه کرده اند و هر روز بر پیکر مبارک انقلاب اسلامی خنجر می زنند. به زعم نظر نگارنده شعار مرگ بر آمریکا وقتی برای آمریکایی ها مرگ واقعی را به ارمغان خواهد آورد که ملت ما از شر آمریکایی های داخلی رهایی یابد.
وقتی قانون تبدیل وضعیت معلمان حق التدریس و نهضتی بعد از ۱۱ سال هنوز اجرایی نشده است، یعنی اینکه ما با شعار عملی مرگ بر آمریکا خیلی فاصله داریم.
یقین دارم صدای مظلومیت ما به گوش رهبری نرسیده است. اگر مشاوران رهبری سوابق شغلی و تحصیلی معلمان حق التدریس و نهضتی را به نحو درست به ایشان اطلاع می دادند، معظم له اجازه نمی دادند به آینده سازان کشور(معلمان) اینقدر بی مهری و ظلم بشود.
اگر این بانگ مظلومیت برخواسته از نفس های خسته صادقانه به گوش رهبری برسد؛ مشکل استخدام معلمان حق التدریس و نهضتی و پیش دبستانی حل خواهد شد. اگر آمریکایی های داخلی مانع رسیدن این صدا به مقام معظم رهبری شدند، پیشنهاد می کنم با توجه به عمکرد ۱۰ ساله مجلسیان و دولتیان به معلمان مظلوم توصیه می کنم همان طور که مسئولین هر بار به بهانه ای به وعده شان عمل نکردند، دیگر برای احقاق حقوق پایمال شده شان جلو مجلس تجمع نکنند و کلاس های درس را به نشانه اعتراض تعطیل کنند و مقابل بیت رهبری تجمع نمایند.
موضع ما در قبال دشمنان داخلی و خارجی را همه می دانند و نگارش این مطلب به معنای اعلام خطر برای آمریکایی های داخلی و خارجی است. من از همین تریبون برای آمریکایی های داخلی اعلام خطر می کنم. بدانید که دست شما برای مردم رو شده است. ما با یاری این مردم میدان را برای شما خالی نمی کنیم و یقین بدانید بازنده این جنگ شما خواهید بود. چون برای این انقلاب خون پاک بهترین جوانان این مملکت ریخته شده است. درخت انقلاب اسلامی با خون این جوانان آبیاری شده است؛ خوردن ثمره میوه این درخت باعث نابودی شما خواهد شد. این حرف بنده نیست، این سنت خدای متعال است.
ما برای روزی مبارزه می کنیم که آمریکایی های داخلی و خارجی از صحنه روزگار محو شوند و مردم دنیا از وجود آخرین ذخیره الهی بهره مند گردند. آن روز نزدیک است و ما تا آخرین نفس ها و آخرین قطرات خون مان برای رسیدن آن روز با شماها مبارزه خواهیم کرد.
به امید رهایی بشر از دست فرزندان شیطان…
حسین ناصری
۷ بهمن ۱۳۹۹






بدون دیدگاه
نظرت رو بنویس؛ مودب باشیم 😊
ورود / ثبتنام