یازده مغازه و چهل تومان کوهدشت!

کرم تیموری "گُله گیس بریا"؛ از عجایب شهر عجیب ما این است که اگر کسی از آنسوی دنیا هم به این شهر بیاید کار و بارش عجیب می شود!
هنوز افتتاح کوچه ای، درست شنیده اید افتتاح کوچه ای در شهر کوهدشت برایم قابل فهم نیست یعنی اگر کارگاهی تولیدی افتتاح شود لابد صدای روشن شدن دستگاهی به گوش می رسد. شبکه آبرسانی با صدای جریان آب قابل فهم است. افتتاح مدرسه ای باهمهمه ی بچه هایی که از آن لحظه آموختن را شروع میکنند قابل درک است اما نمیدانم پس از افتتاح کوچه باید منتظر چه رخدادی باشیم که قبلا نبوده تا شروع به کار کوچه را جشن بگیریم؟ یعنی به یک باره روبانی بریده می شود و دهها کامیون اثاثیه منزل خالی میشود و مردم ساکن کوچه میشوند؟!
هنوز با این ذهن مشوش خود کنار نیامده ام که خبر افتتاح یازده باب مغازه در کوهدشت قوز بالا قوز شد! این بار افتتاح مکانی معنی داشت اما سفر هیاتی از عالی ترین رتبه های سیاسی و اداری استان و شهرستان و مجلس برای این افتتاح عجیب است حتی مدیرانی که بومی این شهر عجیب نبودند به دلیل حضور چند ساعته عجیب شدند و گرنه دلیلی ندارد در گرماگرم رونق افتتاح های دهه ی فجر، استاندار، مدیرکل، امام جمعه، فرماندار، نماینده مجلس و هیات همراه با عبور از جاده ی خونخوار خرم آباد – کوهدشت برای این افتتاح بال بال بزنند! باور کنید برخی به افتتاح اعتیاد دارند و باید کمپی برایشان در نظر گرفت تا ترک کنند!
اگر این افتتاح به خیال این حضرات آبی بود بر آتش بی سر و سامانی و نداشتن طرحی قابل افتتاح در ماتم سرای کوهدشت، به باور ما حضرات! نمکی بود بر زخم محرومیت مردمی خسته از سوءاستفاده های سیاسی و کلک بازی های تبلیغاتی.
گرچه این شهر سالهاست که با این عوامفریبی ها آشناست اما با گشتی در فضای خبری و رسانه ای می بینید که حتی یک نفر از مردم به این افتتاح واکنش مثبت نشان نداد بلکه نقدهایشان چنان از حد فزون شد که مدیران برخی کانالها و رسانه ها اعلام کردند دیگر دیدگاهی در این خصوص منتشر نمی کنند.
در این بلبشو گوشه ی آن لحاف را کنار بزنید تا خواب موذیانه ی چهره های مطرح سیاسی و حزبی را هم ببینید که تا اطلاع ثانوی صف خود از مردم را جدا کرده و آرام خوابیده اند مبادا گربه شاخشان بزند. البته تا اطلاع ثانوی! زیرا همین افراد برای سیاه کردن رقیب و مردمی نشان دادن خود در روزهای انتخابات پیش رو حتمآ از این افتتاح، افتضاح خواهند ساخت و آنرا در بوق و کرنا خواهند کرد. پیشنهاد میشود از همین حالا نام این خفته گان زیبا را یادداشت کنید تا اگر به مناسبتی قصد خروج از زیر پتو را داشتند شرمنده ی این روزها شوند. اگر کسی آنروز رفتار امروز اینان را بیاد آورد شیون و زاریشان برای مردم را بشکن و چقانه فرض می کند چون از قدیم گفته اند " گیسن باید وِ سَر لَش بووری"
گمان میکردم لابد این شاخ های سیاسی و فرهنگی، عضو این کانالهای استعماری نیستند و به سایت ها و خبرگزاریها سر نمی زنند که چنین بی خبرند، نگو من بی خبرم چون بیانیه های نان و آب دار فراخوان حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن آنها در همین کانالها منتشر شد! این یعنی قهرمانانه بیدارند تنها گاهی موذیانه خود را به خواب می زنند و به لطف فیلتر شکن ما هم دو روی سکه را دیدیم گرچه نپسندیدیم.
روی صحبت با کسانی است که به عنوان لیدر عناوین پرطمطراق را برای روز مبادا و لحظه های کاسه لیسی یدک می کشند اما حاضر نیستند گله مندی تلفنی فلان مسئول یا نماینده را به خاطر این شهر ویران شده دست شعبده بازیهای سیاسی به جان بخرند همان ها که از عموم توقع مطالبه گری دارند اما خودشان چاکرمنشی پیشه کرده اند وگرنه در شرایطی که مدارس برای خرید ماژیک از دانش آموزان گدایی می کنند کسانی که مغازه ساخته اند چه گناهی دارند؟ حتی چند مقام دولتی که روبان بریدند و صلوات فرستادند تنها اجرای دستور کرده و رزومه ی اداری خود را تکمیل کرده اند اینان وظیفه دارند برای دوربین لبخند بزنند حتی اگر گِل از سر مردم گذشته باشد! اینان یادآور کسانی هستند که روزی از سر سادگی و نا آگاهی کل شهر کوهدشت را به چهل تومان فروختند و همان چهل تومان را هم راهزن برد! به هر حال این روزها خیلی ها به نام سیاست، مصلحت و سکوت، سد معشوره، پتروشیمی، ذوب آهن، ماشین سازی و راه آهن را به یازده مغازه ی خالی فروخته اند! ملالی نیست " این یازده مغازیش ار سَر چهل تومنه کویَشت!" اما فکر نکنید نمی دانیم!
کرم تیموری(گُله گیس بریا)



بدون دیدگاه
نظرت رو بنویس؛ مودب باشیم 😊
ورود / ثبتنام