درد دل هایی که دل همه را به درد می آورد

232078_599

اشاره:

«اگر پیشگیری قبل از درمان انجام نشد، حتماً درمان شود». ۱۰ روز قبل از حادثه سیل ۷ آبان ۹۴ شهرستان کوهدشت، نامه ای از فرمانداری به شهرداری جهت لایه برداری سد درخواست شد. اما نامه را باد صبا به همراه مرگ خانوار سه نفره با خود برد!

بیان تلفات حادثه و نشستن پای درد و دل های قربانی اصلی سیل سال گذشته، برای ما کمتر از وقوع حادثه نبود! حادثه ای که اتفاقات بعد از آن هر کدام به نوبه ی خود یک عالمه غم را برای ما به ارمغان آورد. اتفاقاتی که فقط صبر ایوب می خواهد…

«کربلایی هدیه محمدی» خواهر مرحوم علی دوست محمدی و خواهر شوهرش می باشد که برادرزاده خود یعنی مرحومه آدرینای ۶ ساله؛ یک سال پیش این سه عزیز را غرق در آب سدی دید، که با نخاله و زباله ها بسته شده بود.

پایگاه خبری وهار بنا به رسالت مطبوعاتی خود، مصاحبه ای با داغدار حادثه ناگوار ۷ آبان ۹۴ ترتیب داده است که خواندن آن دل هر مومنی را به درد می آورد!

آن چه در ادامه می خوانید، حرف های خواهر داغداری است که قطع به یقین این بار مسئولین را از خواب غفلت بیدار می کند…

adrina1

خانم محمدی، زمانی که به یاد حادثه دلخراش سیل می افتید چه حسی به شما دست می دهد؟ چه حادثه برای شما تداعی می شود؟

اهل بیت با همه ی پاکی و معصومیت خود ملتزم مصیبت هایی شدند، اما بنده خودم را گناه کار می دانم که مصیبت به این سختی را بچشم.

وقتی به اتفاق فکر می کنم، تنها صحنه ای که برایم تداعی می شود این است که، در زمان وقوع حادثه برادر و زن برادرم و دختر ۶ ساله اش چه طور برای نجات خود تلاش کرده اند؟! زمانی که جسد برادرم را از خانه بیرون آوردند، کف دستانش زخم بود. یعنی حال برادرم برای نجات زن و فرزندش چگونه بوده است؟!…

هدیه خانم! حادثه اسف بار ۷ آبان، چه خسارت های را برای خانواده شما به دنبال داشت؟

خسارت غیر قابل جبران آن سیل از دست دادن داداش، زن داداش و آدرینا بود. بار این مصیبت چنان سنگین بود که پدرم نتوانست آن را تحمل کند و متأسفانه پس لرزه آن حادثه؛ دق مرگ شدن پدرم را به دنبال داشت.

از طرفی دیگر، همه اموال برادرم از بین رفت! به طوری که همه اموال آن مرحوم با یک میلیون تومان حراج شدند. اما مصیبت دیگر آنجا است که ۸۰ میلیون تومان اجناس مغازه برادرم، در آن سیل به طور کلی از بین رفتند. این میزان جنس را داداشم به صورت نسیه از تهران آورده بود که این بدهی برای ما قوز بالا قوز  شد.

مسئول اداره بازرگانی پس از بازدید منزل برادرم قول داد، این میزان خسارت را جبران کند، اما بعد از مدتی به بهانه نداشتن بیمه هیچ گونه کمکی نکردند.

عملکرد مسئولین و مردم  بعد از حادثه چگونه بود؟

از تمام مردم  شهرستان، دوستان، اقوام، هنرمندان و رسانه های شهرمان بی نهایت سپاسگزارم. رسانه ها و مردم، پا به پای اقوام، با ما ابراز هم دردی کردند. خیلی از دوستان و اقوام برای پرداخت بدهی برادرم به ما کمک کردند.

تا به امروز تقریباً یک سال از حادثه می گذرد و خیلی از پایگاه های خبری اصرار داشتند، با بنده محاصبه کنند. بنده به خاطر شرایط روحی نامناسب و هم چنین به خاطر حرمت قائل شدن برای مسئولین شهرستان جهت پیگیری خسارت ها مصاحبه نکردم.

این در حالی است که متأسفانه تا به امروز مسئولین هیچ گونه اقدامی  نکرده اند! در حالی که شایعه شده  که مسئولین تمام خسارت را پرداخت کرده اند. فرمانداری تنها ۶ میلیون تومان برای حق کفن و دفن پرداخت کرد که ۲ میلیون تومانش به خانواده زن برادرم تعلق گرفت.

جالب است بدانید وقتی آن اتفاق افتاد، بیشتر مسئولین آنجا بودند. متأسفانه نه تنها اقدامی نمی کردند، بلکه به مردم هم  اجازه اقدام نمی دادند.

بعد ازگذشت یک سال، چه مشکلاتی از حادثه باقی مانده است؟

بعد ازگذشت یک سال تمام خانواده ام عین ریزش برگ درخت دچار مشکل روحی شده ایم! پدرم بعد از یک هفته ازحادثه سکته و بعد از یک ماه به رحمت خدا رفتند! مادرم هنوز هم در بستر بیماری به سر می برند.

232075_133

خانم محمدی، درخواست شما از مسئولین شهرستان چیست؟

۱۰ روز قبل از حادثه سیل، نامه ای مبنی بر لایروبی سد به شهرداری ارسال شده بود. اما هیچ گونه اقدامی صورت نگرفت و تاوان این خیانت را خانواده ما پس داد!  اگرسد لایه برداری می شد، سیل خسارات کمتری به دنبال خواهد داشت.

نماینده شهرستان یک بار به منزل ما تشریف آوردند و بیان داشتند حادثه به علت کم کاری مسئولین رخ داده است. پس باید کمک های خاصی به خانواده سیل زده شود. اما متأسفانه تاکنون هیچ گونه رسیدگی صورت نگرفته است. این در حالی است که حداقل می بایست مسئولین خاطی عزل یا حداقل توبیخ می شدند.

سخن آخر؟

از دست اندر کاران پایگاه خبری وهار به صورت ویژه تشکر می کنم. فرصت را غنیمت شمرده و از همین تریبون اعلام می کنم، شایعه کمک مسئولین به خانواده ام را تکذیب می کنم.  در ضمن اشتباه رسانه ها، در مورد حامله بودن زن برادرم را نیز تکذیب می کنم.

مصاحبه: مریم امرایی

عکس: فاطمه نیازی/ بیات آزادبخت